من، ملک خاتون پارسیان، امروز میخوام قصمون رو از تیرماه سال ۱۴۰۱ براتون تعریف کنم؛ همون روزهایی که با چند حلب عسل ناب، دل به راه زدیم. اول کار، فقط چند حلب عسل طبیعی بود با یک تیم کوچیک. نه فروشگاه داشتیم، نه ملزومات. ولی یه دلِ بزرگ داشتیم برای ساختن.
اولین دغدغهمون چی بود؟
اینکه نشون بدیم محصول خوب فقط به طعم و کیفیت نیست—ظاهر هم مهمه. پس در ابتدای مسیررفتیم سراغ طراحی یه لوگو، که هم اصالت ما رو نشون بده، هم شخصیت من، “ملک خاتون”، رو با خودش داشته باشه. بعدش نوبت بستهبندی رسید؛ بستهبندیای که هم سالم باشه، هم شکیل، و وقتی به دست مشتری میرسه، در شان مشتری ملک خاتون باشه.
به مرور، بزرگتر شدیم. تیممون، محصولاتمون، رؤیاهامون… «شاهانگبین» از دل همین رؤیاها بیرون اومد: ترکیب عسل و ژل رویال. کار راحتی نبود. بارها تست کردیم، تغییر دادیم، ولی راضی نشدیم تا وقتی که مطمئن شدیم شایسته سفره شماست. ما تونستیم یکی از دغدغه هارو برطرف کنیم و شرمنده مشتری هایی نشیم که بعلت مسافت طولانی قادر نیستیم براشون ژل رویال رو ارسال کنیم.
دلمون میخواست فقط فروشنده نباشیم؛ یه مسئولیت داشتیم. سلامت مردم، برای ما یه اصل بود. ما از همون اول میدونستیم که کارمون فقط فروختن چند شیشه عسل نیست. فروش، آخرین حلقهی زنجیرهایه که اولش با نیت، وجدان و باور به سلامت شروع میشه. برای همین، از همون ابتدا با خودمون عهد بستیم که «ملک خاتون» فقط یه فروشگاه یا برند تجاری نباشه—بلکه بشه نماد اعتمادی که مردم به سلامت سفرههاشون دارن.
سلامت مردم، برای ما یه اصل بود؛ نه شعار، نه تبلیغ.
یعنی چی؟ یعنی نمیتونستیم فقط به طعم خوب یا ظاهر جذاب قانع بشیم. ما باید مطمئن میشدیم که هر چیزی که با نام ما وارد خونههای مردم میشه، اول از همه سالمه، بعد مفیده، و در نهایت لذتبخش.
پس کارمون فقط خرید و فروش نبود؛ ما تحقیق کردیم، آزمایش کردیم، سفر کردیم، کشاورزها رو دیدیم، زمینها رو از نزدیک بررسی کردیم. حتی تو بعضی مراحل، محصولی رو که همه تأییدش میکردن، رد کردیم؛ چون با استانداردهای ما همخوانی نداشت. چون وجدانمون اجازه نمیداد چیزی رو عرضه کنیم که از سلامت و اصالتش صد درصد مطمئن نباشیم.
ما باور داریم که «غذا»، فقط مادهای برای سیر شدن نیست—یه جور انرژی زندگیه. و اگه اون انرژی، خالص، سالم و طبیعی نباشه، چطور میتونه حال دل و جسم ما رو خوب کنه؟
برای همین، هر محصولی که امروز با نام «ملک خاتون» عرضه میشه، نتیجهی همین مسئولیتپذیریه. نتیجهی وسواسیه که برای کیفیت داریم. نتیجهی احترامی که برای مردم و انتخابشون قائلیم. پس تصمیم گرفتیم سراغ محصولاتی بریم که هم مهمن، هم متاسفانه در صنعت اونها تقلب زیاد شده. و اینجوری شد که وارد دنیای روغنهای خوراکی شدیم.
دیدگاهتان را بنویسید